می تونست اتفاق بیوفته
۲۸
مهر
امروز حالم خیلی خوب نبود. یه ده دقیقه ای رو پل عابر وایساده بودم و داشتم خیابون رو می دیدم. یه جوون رو دیدم که از زیر پل عابر اومد رد بشه که یه پراید که حدودا ۱۵۰ تا سرعت داشت بهش رسید و کنترلش رو از دست داد و رفت تو پیاده رو.
توی پیاده رو ولی یه زوج جوون رو زیر گرفت. همه جمع شدن اونجا. منم از بالا فقط می تونستم نگاه کنم.فک کنم ۲ تا سرنشین پراید و اون زوج همون موقع فوت شدن. حالم خیلی بد بود. همون جا موندم. کم کم همه رفتن و صحنه خلوت شد. اونطرف خیابون رو نگاه کردم و دیدم همون پسره که از زیر پل رد شده بود نشسته لب خیابون و داره گریه می کنه. حس کردم خدام. اون بالا نشستم و هیچ کاری از دستم بر نمی یاد.
مقصر آدما بودن نه اون بالائیه.
این یکی رو انداختی گردن خودمون، زلزله و سونامی رو چیکار می کنی؟ اینهمه بیماری که به جون ما انداختی چی پس؟ ای بر اون ذات ات لعنت!
آره خدا هم مقصره !
در ضمن به مجلس هم باید پاسخ گو باشه
سلام.وبلاگ شما رو یکی از بهترین دوستانم به من چند ماه پیش معرفی کرده از اون موقع همش مطالب تون رو می خونم.واقعا نوع نگاه تون رو به زندگی دوست دارم و تحسین می کنم.اگه اجازه بدید شما رو توی وبلاگم لینک کنم.چون شباهت اسمی زیادی هم دارن…!!
اگه به من هم سر بزنید خیلی خوشحال می شوم…!!
سلام. ممنون
حتما سر می زنم. لطف داری عزیز